سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تخفیف یار

شعر و متن و عکس عاشقانه برای شما عاشقان

دیدی آخر من را لمس کردی ؟ ولی حیف که سنگ قبر من احساس ندارد



نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15ساعت 5:27 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

در نفس ارزوی تو
می خورد ترک زمین روح من
می شود فنا تمام ارزوی من
خسته ام چرا دگر تو ماه من نمی شوی؟
دلشکسته ام بگو چرا دگر صدای من نمی شوی؟
مرهمم...
درد دارد انتظار بودنت...
پس بیا...
بیا که فرش گل برای پای تو...
بیا که عرش سبز برای ان نگاه تو..
بسازم وبگویم ای طبیب من
این منم که عاشق توام
باز میگویم ومیگویم
درد دارد انتظار بودنت...
کاش مرهمم شوی...
کاش محرم دل سیاه من شوی...
کاش باشی تا که تکرار کنم ...
این منم...

همان که عاشق تو هست.

جذاب ترین تصاویر عاشقانه و رمانتیک


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 9:55 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

دل استــ دیگر خستــه میشود …

بی حوصله میشــود …

از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ

از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح

از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد

از اینـــ همه مهربانیــ کردن

و نا مهربانی دیدنــ , از ســـــنگ صبور بودن

و آخــــر هم مُهر ســنگ بودن خوردنـــــ

از زهــر حرفــ هایی که

تــــا آخر عمـــر آدم را مـــی آزارد …

خســـــته ام …

کــــآش مـــیــشـد خــودمـــو یـــہ جــآیی جــآ بـذارم…

و بـــرگـــردم بــبــیـنــم …

دیــگـہ نـیــســتــم …!

پی نوشت

هر چی مهربونتر باشی، بیشتر بهت ظلم میکنند
هر چی صادق تر باشی، بیشتر بهت دروغ میگن
هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی، واست کمتر ارزش قائل
میشن
هر چی قلبت رو آسونتر در اختیار بذاری، راحت تر لهش
میکنن
و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری ،
اندازه یه دنیا ازت فاصله میگیرند ....


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 8:51 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

عاشقانه های مردم این زمونه را باور ندارم...

بوی خامی می دهد

رنگ بچگی دارد

کسانی که حتی الفبای دوستی را نمیدانند

کتاب عشق می نویسند

کاش حتی می توانستند این واژه را معنا کنند

گفتن ندارد

اما نیرنگ این جماعت حالم را دگرگون می سازد


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 8:47 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو زنده هستم ، اگر نباشی دیگر نیستم
تویی که بودنت به من همه چیز میدهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو میرود…
عشق تو ، حضور تو، به من نفس میدهد هوای بودنت
این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم ، نه به انتظار شکستم ، نه منتظر کسی دیگر هستم
تو در قلبمی و تنها نیستی ، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…
همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند میتپد ، به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام…
به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام ، به عشق تو آن پرنده میخواند آواز زندگی ام
و این است آغاز زندگی ام ، گذشته ها گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو میمیرم….
به هوای تو آمدن در این هوای عاشقانه چه دلنشین است ، به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است
بودنم به عشق بودن تو است ، اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است
در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام
خسته نمیشود چشمهایم از این انتظار ، میمانم و میمانم از این خزان تا پایان بهار
تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم ، تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم
نمیتوان از تو گذشت ، به خدا نمیتوان چشم بر روی چشمهایت بست ، بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم….
نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم ، نمیگویم همیشه بمان ، تا زمانی که هستی من نیز میمانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا میگذارم ، نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی… قلبی که تنها تپشهایش برای تو است ، زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است !

 


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 8:45 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟

عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه

از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون

به بعد همیشه همون رنگو بپوشی !

تا حالا دلتنگ کسی شدی؟

اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟

اونهم از بدترین نوعش؟

بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون کسی که

دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه .

اینکه بدونی یه روزی از کسی که دوسش داری

باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای .

تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟

خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه

که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه

خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش

وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چه؟

آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی

که توی سینهء کسی که دوسش داری

یه خونه گرم داری تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟

زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی

و جون بکنی برای بدست آوردن اونچیزی

که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو

دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق

اون هست تا حالا فکر کردی هدف یعنی چی ؟

هدف یعنی صبح که از خواب پا میشی بدونی اون روز

باید چیکار کنی ؛ بدونی اون روز باید از کدوم مسیر رد شی

  تا حالا فکر کردی انگیزه چیه؟

انگیزه اونه که وقتی میخوای بری سر قرار

صد بار بری جلوی آینه و لباستو چک کنی !!!

تا حالا فکر کردی که قسمت یعنی چی؟

قسمت یعنی اینکه بشینی دست روی دست بزاری

و هر طرف باد اومد تو هم بری

قسمت یعنی اینکه همه تنبلی ها و بی عرضگی ها

رو بندازی گردن روزگار

یعنی بشینی مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضی بشی

به سرنوشت چی ؟ به اون فکر کردی؟

سرنوشت دیگه اونی نیست که از سرت نوشته سرنوشت

یعنی اینکه یه روز جلوی چشات رفیقت و تنها رفیقت تنهات بزاره

و بگه « این بازی روزگاره ... »

حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟

و انسان یعنی همیشه

انتظار ... انتظار ... انتظار ....


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 8:43 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

اگر قرار است نباشد بگذار به هر قیمتی نباشد نه خودش... نه خاطراتش...نه یادش...ونه حتی گرمی بوسه هایش
استاد نقاشیم مرا از کلاسش طرد کرد گفت تو نقاش خوبی نیستی و فقط رنگ را به بوم می پاشی و او چه می دانست که بوم به تنهایی یار و یاور وهمدم و مونس جان من شده او چه می دانست که با هم می کشیم ان رنگهای پاشیده شده ی انتظارتت را .یاد می اید روزی تو را ابی کشیده بودم اخر با خود می اندیشیدم که قد دریا بزرگ و پر وسعتی و یا شاید هم قد اسمان دور و دست نایافتنی هستی . روز بعد تو را زرد کشیده بودم اخر در سوز عشق تو می سوختم یادم می اید ان روز تو را خورشید کشیده بودم بزرگ و سوزان . روز بعد تو را نارنجی کشیدم ان لحظه با خود اندیشیدم که تو هم شاید مثله افتابگردان

رویت به من باشد و بعد هم تو را بنفش کشیدم به یاد تمام بنفشه هایی باغ که بهار را در اغوش می فشردند ولی حیف که همه خیال بود نه من خوشید بودم که رویت به من باشد و نه بهار که در اغوشت ارام بگیرم بعدش تو را سبز کشیدم تا دشت باشی من وارهیده از جهان در تو پرسه بزنم اخرین روز تو را سیاه کشیدم به رنگ قلبم واینبار تصویر چقدر زیبا بود و این را هیچکس جز بوم تنهاییم نمی دانست...بی وفاترین یار داستان هایم 


نوشته شده در شنبه 93/6/1ساعت 8:22 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

از برای تو از این دل می نویسم!!!
باز هم من و باز هم دلتنگی پایان ناپذیر...
مینویسم و حرف هایم را ب باد می سپارم!!!
باشد ک باد ب گوش تو هرجا ک باشی برساند...
فریاد خواهم زد مقابل کوه ها و دره ها...
فریاد خواهم زد میان دوست میان دشمن میان آشنا
فریاد خواهم زد رو ب آسمان رو ب دریا رو ب آیینه ها و رو ب دنیا
و اگر قاصدک ها توان حمل دردهایم را داشته باشند ب آنها میسپارم
در یک گوشه ای از دنیا در کنج یک اتاق سرد و تاریک و نمور یک نفر هنوز چشم انتظارت است
یک نفر هنوز عاشقانه عاشق تو است
یک نفر هنوز...
دوستت دارد...
گوش فرا بگیر تپش های اخر قلبم و لرزش صدایم و ناله های شبانه ام را
گوش فرا بگیر تمنا وجودم برای یک بار دیدنت را...
گوش فرا بگیر...
همین...

نوشته شده در جمعه 93/5/31ساعت 9:13 صبح توسط امیر نظرات ( ) |

ظلــــ ـ ــــم است

آنقـــــدر که با خاطراتت زنــــــدگی کردم

کِـــــــــنار خـــــودت ننشستم...
 
 
آهــــــــــــــای اونی که من رو نمیخوای...

بدون چیزای قیمتی کمتر مشتری پیدا میکنن چون توان خریدشو ندارن...

راهت راتو بکش برو...
 

نوشته شده در یکشنبه 93/5/12ساعت 11:40 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

دلم کوچک است

کوچکتر از باغچه پشت پنجره...

اما آنقدر جا دارد تا برای کسی که دوستش دارم

نیمکتی بگذارم،برای همیشه


نوشته شده در یکشنبه 93/5/12ساعت 11:38 عصر توسط امیر نظرات ( ) |

   1   2   3      >

Design By : Pichak

کد موسیقی برای وبلاگ