RSS " />
|
مسافرم، مثل تمومه مسافرایی که اومدن و رفتن، سفره ای بسته بر تکه چوبی، میروم سوی دیاری دیاری که از آن جدایم کردند خواهشم اینه ای همسقروقتی به دروازه ی دیارم رسیدم دستانم را باز کرده واز طابوتم بیرون بگذارید تا همه بدانند نتوانستم ازین این شهر هیچ سوغاتی به دیارخودببرم سوغات من اعمالم بود که با خودمیبرم عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مهر بی چون و چرا عشق یعنی کوشش بی ادعا عشق یعنی مهر بی اما و اگر عشق یعنی رفتن با پای سر عشق یعنی تپیدن به مهر دوست عشق یعنی جان من قربان اوست بزرگترین آرامش دنیا رو توی خودت احساس میکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روی شانه هات میگذاره احساس میکنی قوی ترین موجود جهانی
|
About
امیر
:: Home ::
:: Designer ::
|